این روز لعنتی پدر...

باز یکی دیگه از اون روزهای لعنتی شروع شد که همه به پر و پاچه هم میپیچن.
اون از روز زن که تولد کسی رو جشن می گیرن که الگوی یک زن خانه نشین و مطیع و برده بوده. جالبه که حتی وقتی یه کور هم وارد خونه ش میشد حجاب سرش می کرد. تولد این آدم توهم زده میشه روز زن.
اونوقت تولد این یکی فاشیست میشه روز مرد. و همه دور باباهاشون موس موس می کنن که خوب کردی این بلا رو سرمون اوردی و همه ما رو تبدیل کردی به یه مشت کاسه لیس بدبخت...
البته معلومه که خود روزها ارزشی ندارن. ارزشش رو اون احمقهایی میدن که بهشون اعتقاد دارن و بدتر از اون اون بیچار ه هایی که اعتقاد ندارن.
یه دوست دختر احمق داشتم که لاشی بود هر غلطی می کرد اما اسم فاطمه و علی که میومد یهو احساساتی میشد و دوزش میزد بالا. این بدبختی مختص به دوست دختر خنگ من نبود. این واسه اکثر دخترهای توهم زده ایرانی صادقه.
فقط کافیه همون دختری که تو عروسی اینجوری باسنش رو تکون میده رو توی ایام عزاداری ببینین.
به هر حال روز پدره و من ازش تشکر می کنم که باهام سر هر چیزی دعوا میکرد و من رو میزد و نیم ساعت بعد میومد لوس بازی در میاورد که مثلا معذرت خواهی کنه و باز فردا همون آش و همون کاسه...
و سان گلاسه...
در آخر هم عکس یک پدر ایده آل اتریشی رو براتون میذارم تا یادتون باشه پدرهاتون پتانسیل انجام چه کارهایی رو دارند.
این است پدر...
.jpg)
نادر ابراهیمی زد به چاک...

١. من توی شک بودم که اصلا وبلاگ زدن به درد می خوره یا نه. اما تشویقات و الطاف شما دوستان عزیز در کامنتتوت من رو به امیدوار کرد
٢. این نادر ابراهیمی هم زد به چاک. جالبه که نادر ابراهیمی جز یه مشت چرت و پرت و مزخرف و نامه به زن و بچه و شهر و ... چیزی ننوشت و تا زنده بود هم کسی آدم حسابش نمی کرد، اما تا جونش در اومد یهو کلی خاطر خواه پیدا کرد. مثل اون یارو کارگردان ابله سینما یعنی رسول ملاقلی پور که وقتی زنده بود هیچ غلطی نکرد وقتی مرد همه ملت هر غلطی خواستند براش کردن.
٣. کامنتهایی که برام گذاشتین جالب بود:
اولا من احساس می کنم تبدیل به وجدان آگاه اینترنت شدم. همون چیزی که ازش فرار می کنین.
ثانیا خیلی جالبه که همه کسانی که توی وبلاگشون جز گل و بلبل و عشق و محبت چیزی نمینویسن، یه نفرت عمیقی توی دلشون دارن که اینجا می تونن نسبت به من بروزش بدن.

من آمده ام وای وای من آمده ام!!!
بالاخره این وبلاگ رو راه انداختم.
میخوام توش همه غلطی بکنم.
خلاصه همه غلاف کنید که ما اومدیم...

